نگرانی ها و امید ها برای میراث فرهنگ ایران
گفت و گوی ویژه سایت انجمن جهانی زرتشیان پاریس با :
فاطمه سود آور – فرمان فرمایان – مدیر بنیاد یادمان سود آور
میراث فرهنگی ایران با تهدیدهای مختلفی رویاروست. خبرهایی از تخریب آثار و یادمان‌های تاریخی ایران، به دلایل مختلفی چون باران‌های اسیدی، طوفان شن، زلزله، سهل‌انگاری و گاه رها شدن از سوی مسئولان، ساخت و سازهای دولتی، سدسازی و ایجاد طرح‌های ساختمان‌سازی در کنار سایت‌های میراث فرهنگی، شنیده می‌شود. هم‌چنین خبرهایی در مورد کاهش تدریجی و مستمر منابع فرهنگی وجود دارد.
در کنفرانس دو روزه‌ای در لندن، هفدهم و هیجدهم ژانویه (بیست و هشتم و بیست و نهم دی‌ماه) با حضور کارشناسان خارجی و ایرانی، با تمرکز بر مسائل مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی ایران، به میزان و گستره‌ی این تخریب‌ها و اقدامات حفاظتی‌ای که باید صورت گیرد، اشاره شده است.
این کنفرانس از سوی «بنیاد میراث ایران» و «بنیاد یادمان سودآور» با حمایت «مؤسسه‌ی مطالعات ایران‌شناسی بریتانیا» برگزار شد.
خانم فاطمه سودآور- فرمانفرمایان، پژوهش‌گر میراث فرهنگی ایران و از مسئولان «بنیاد یادمان سودآور»، در گفت‌وگو با سایت «انجمن جهانی زرتشتیان پاریس» به هدف‌های برگزاری کنفرانس «از تخت جمشید تا اصفهان» اشاره می‌کند:
                
فاطمه سود آور – فرمان فرمایان – مدیر بنیاد یادمان سود آور
*فاطمه سودآور- فرمانفرمایان:من چندین سال بود که نگران وضعیت محیط زیست و میراث فرهنگی در ایران بودم. چون همه رفته بودند دنبال سیاست و وضعیت زنان و... در حالی که این‌ها مسائلی هستند که وقتی فرصت‌اش پیش بیاید، خیلی راحت حل می‌شوند، ولی محیط زیست و میراث فرهنگی وقتی نابود بشوند، دیگر برگشت‌ناپذیرند. به همین دلیل من خیلی نگران این دو بودم و با هرکسی صحبت می‌کردم، مثل این‌که کاملاً درک نمی‌کردند این موضوع‌ها چقدر اهمیت دارند. البته مشکل محیط زیست را تاحدی هم‌اکنون متوجه شده‌اند، اما از مسائل مربوط به میراث فرهنگی بیشتر استفاده‌ی سیاسی می‌شد. یعنی کسی دنبال این نبود که یک راه‌حل عملی پیدا کند که دردها در این زمینه دوا شود.
دو، سه سال پیش در یک کنفرانس بین‌المللی -چون بنیاد ما کوچک است- با آقای علاقبند از «بنیاد ایران‌شناسی» (Iranian studies) صحبت کردم و گفتم اگر بنیاد ایران‌شناسی به این دو موضوع رسیدگی نکند، مفهوم خود را از دست خواهد داد. چون این‌‌ها موضوعات حادی هستند که باید به آن‌ها رسیدگی بشود. ایشان هم با من موافقت کردند و سال گذشته با همراهی آقای مراد طاهباز از «بنیاد حیات وحش پارسیان» و نمایندگی سازمان ملل متحد در تهران و گروه‌های دیگر، کنفرانس مفصلی در رابطه با محیط زیست برگزار کردیم که چشم و گوش‌ها را نسبت به مسائلی که وجود دارد و راه‌های احتمالی آن باز کرد. البته همان‌طور که می‌دانید، محیط زیست، مسئله‌ی بزرگی است و خوشحال‌ام که دولت فعلی این مسئله را جدی گرفته و می‌داند که بقای مملکت وابسته است به حل مشکلات محیط زیست


اما میراث فرهنگی، موضوع تخصصی‌تری است. در دنیای امروز، بدبختانه، همان‌طور که چندتن از سخنرانان انگلیسی کنفرانس هم تاکید کردند، اطلاع از هنر و سلیقه‌ی هنر دارد رو به پایین می‌رود. فقط متخصصان و عاشقان هنر هستند که درست درک می‌کنند چه چیزی زیباست، چه چیزی مهم است و چه چیزی از نظر تاریخی باید حفظ شود.
به هرحال ما تصمیم گرفتیم که چنین کنفرانسی را برگزار کنیم که آسان هم نبود. از هر طرف، مشکلات ویزا، نگرانی از استفاده‌ی سیاسی از کنفرانس و تبلیغات سیاسی و... وجود داشتند. ولی خود عاشقان میراث فرهنگی کوشش داشتند که کنفرانس برگزار شود که برگزار هم شد و در سخنرانی‌ها پیشنهادهای عملی خیلی خوبی ارائه داده شد که قرار است آن‌ها را به مرور زمان بفرستند و همان‌طور که در آخر کنفرانس گفتم، اگر ما بتوانیم حتی ۱۰درصد از این پیشنهاد‌ها را هم پیاده کنیم، کلاه‌مان را باید هوا بیاندازیم
خانم سودآور، در این کنفرانس، در باره‌ی تخت جمشید چه نکته‌هایی مطرح شد؟
نکات مختلف مطرح شدند که بسیاری از آنان فنی هستند و من صلاحیت ندارم در مورد آن‌ها صحبت کنم. من سال‌هاست نگران تخت جمشید هستم، چون خیلی صدمه دیده و بر خلاف آن‌چه گفته شده، خیلی از این صدمه‌ها عمدی هم نبوده است. مقداری از این صدمات، در اثر باران‌های اسیدیبر اثر دود و گازهای خارج شده از صنایع پتروشیمی اطراف به وجود آمده و مقداری هم در ذات خود سنگ تخت جمشید، یعنی سنگ «کوه رحمت» است که سنگ خیلی شکننده‌ای است. تا وقتی زیبایی‌های تخت جمشید قرن‌ها زیر خاک بودند، محفوظ مانده بودند، ولی از زیر خاک که بیرون آورده شدند، دیر یا زود صدمه می‌دیدند.
تعداد زیادی از متخصصین ایتالیایی در آن‌جا هستند. آقای طالبیان، معاون میراث فرهنگی ایران هم سالیان سال در تخت‌جمشید کار کرده است. در عکس‌هایی که از تخت جمشید به دست ما رسیده، مشخص است که قسمت‌هایی که سنگ‌تراشی دارد را طوری حفظ کرده‌اند که باد، باران و خاک به آن‌ها صدمه نزند. آقای مایکل رُف که قبلاً در تخت جمشید حفاری می‌کرد نیز راجع به این موضوع صحبت کرد.
این را هم باید گفت که در کنار فرسودگی، کشفیات جالبی هم در تخت‌جمشید شده است. مثلاً کاخی در تخت‌ جمشید یافته شده که کاشی‌هایی مشابه کاخ شوش در آن به کار برده شده است. البته بخش کمی از کاشی‌های این کاخ به جا مانده است، اما تقریباً عین «دروازه‌ی ایشتار» در بابل است.
در حال حاضر نگرانی‌های بسیاری وجود دارد که سد «سیوند» و آب‌گیری آن، آسیب‌های جدی به آرامگاه تاریخی کوروش کبیر و محوطه‌ی تاریخی پاسارگاد بزند. چه راه‌هایی برای نجات این مجموعه‌ی تاریخی پیشنهاد شده است؟
این نگرانی‌ها مقداری ناشی از حدس‌های نسنجیده غیرعلمی است. همان‌طور که می‌دانید وضع آب در ایران خیلی خراب است و سد «سیوند» سالی چند ماه اصلاً آب ندارد. سطح آب‌ها هم خیلی پایین رفته است. در نتیجه، بی‌آبی بیشتر جای نگرانی دارد تا سد سیوند. اگر سدی از نظر میراث فرهنگی مخرب بوده، سد «سیمره» است که پتروگلیف‌های (سنگ‌نگاره) ماقبل تاریخ را هزار هزار از بین برده و هم‌چنین بقایای شهر ساسانی را در منطقه‌ای زیبا و منحصر به فرد. در نتیجه، من فکر می‌کنم که رطوبت سد «سیوند» خیلی مسئله نیست و پاسارگاد هم خیلی مورد نظر همه است، همه آن را می‌شناسند و فکر نمی‌کنم خطری متوجه پاسارگاد باشد.
نکرانی برای کتیبه های باستانی « بیستون »
بیشتر از آن، خطری متوجه کتیبه‌های «بیستون» بود که آقای «هنکل من» ، چند سال پیش با من تماس گرفت و گفت که نگران از بین رفتن کتیبه‌های بیستون در اثر فرسودگی آب و خاک و بادهای خاکی‌ای است که از سوی عراق به سمت زاگرس می‌آیند. چون این بادها، علاوه بر این‌که برای انسان ناسالم است، برای کتیبه‌های باستانی نیز مخرب هستند. آقای « مایکل من » ابراز نگرانی کرد و گفت که از زمان « راولین‌سون» که در قرن ۱۹ میلادی به کمک یک جوان کرد از این کتیبه‌ها نقش برداشته، کار علمی‌ای روی این کتیبه‌ها صورت نگرفته است.
بنیاد ما کمک کرد که ایشان در بیستون داربست بزند و در آن‌جا یک نقش کامل بردارد. در این میان، مثل این‌که سیمان‌های کارخانه‌ی سیمانی که از زمان شاه تأسیس شده، به مرور زمان دارد لابه‌لای خط کوفی نشست می‌کند. البته به خود نقش‌ بیستون خوشبختانه صدمه‌ای نزده است -و امیدواریم بتوانیم از فرسودگی‌اش جلوگیری کنیم- ولی یکی از کتیبه‌ها نابود شده است. هرچند که خوشبختانه چند سال پیش تصویر کتیبه‌ها با لیزر برداشته شده است. یعنی دقیق‌ترین تصویر‌های ممکنه را از روی تمام کتیبه‌ها برداشته‌اند و الان مورد مطالعه‌ی مجدد قرار گرفته‌اند.
خانم سودآور، چالش‌ها و فرصت‌ها در نجات‌بخشی میراث فرهنگ و تمدن ایران، به نظر شما، کدام‌ها هستند؟
کار زیاد است! در ایران تقریباً ۲۰۰هزار مکان باستانی و میراث که به زمان قاجارها هم می‌رسد وجود دارد. یعنی از دوران ماقبل ایران، یعنی دوران پتروگلیف‌هایی که روی دیوارهای تنگه‌ی سیمره و تنگه‌های دیگر حکاکی می‌کردند تا بناهایی مانند «باغ ارم» زمان قاجاریه و... مجموعاً ۲۰۰ هزار مکان وجود دارد؛ آن هم در کشوری که تحت تحریم است، امکانات مالی‌اش محدود است و هم‌چنین زمین قابل استفاده‌اش کم است. چون یک سوم ایران کویر و یک سوم دیگرش کوهستان است و به این ترتیب، همان‌جاهایی که این اماکن باستانی قرار دارند، محل سکونت مردم، محل کشت، محل فراهم آوردن غذا و مسکن و... است. در نتیجه، مشکلات حادی در پیش است.
از بین رفتن بناهای تاریخی ایران درازبکستان و ترکمنستان
خطر از بین رفتن بناهای تاریخی در خارج از ایران خیلی شدید است. در ترکمنستان و ازبکستان، متخصص از ترکیه آورده‌اند و بعضی از بناهای آن‌جا را به قدری تغییر شکل داده‌اند که اصلاً قابل شناخت نیست. یعنی به اسم تعمیر، این بناها را تبدیل کرده‌اند به چیزهای بی‌تناسب زرق و برقی که به قول خودشان توریست جمع کند. این موضوع سخنرانی آقای پروفسور هیلنبراند بود که خیلی در این کار خبره است، ولی شوربختانه نمی‌خواهد سخنرانی‌اش پخش بشود، چون می‌ترسد واکنش‌های خیلی بدجور از طرف مقامات ترکمنستان و ازبکستان نشان داده شود.
اما من خودم مصمم هستم که در این‌باره صحبت کنم. اصلاً به چه مناسبت برای «سلطان سنجر» که جزو محوطه‌ی باستانی مرو است، متخصصی از ترکیه می‌‌آورند و چرا یونسکو اجازه‌ی این کار را می‌دهد و اجازه می‌دهد پنجره‌هایی که به سبک ایرانی قوس نوک تیز به سمت بیرونی دارد را تبدیل کنند به کنگره، کنگره، که اصلاً سبک ایرانی نیست.
چشم‌انداز خود شما در باره‌ی آینده‌ی میراث فرهنگی ایران چیست؟
تقریباً غیرممکن است که به تمام ۲۰۰هزار مکان باستانی ایران رسیدگی شود. یعنی این حساب دو،دوتا چهارتا است. البته اگر ممکن بشود که چه بهتر و امیدوارم با کمک مردم، با کمک ایرانی‌های خارج از کشور و دستگاه‌های بین‌المللی، این امر ممکن بشود. ولی این مسئله شرایط سیاسی مساعدی را می‌طلبد که فعلاً نداریم.
اما همین که این کنفرانس این موضوع را مطرح کرد خوب و مهم است و هدف کنفرانس فقط این نبود که عده‌ای دور میز جمع بشوند، پرحرفی کنند و یا سفر خارج انجام بدهند. بلکه واقعاً با دل‌سوزی برخورد شد. من تاکنون چنین کنفرانسی مشاهده نکرده‌ام که همه با هم دل‌سوز باشند، همه با هم عاشق موضوع مورد بحث باشند و همه مصمم باشند که کاری انجام بگیرد. خود این، خیلی امیدوار کننده است.
سرانجام یک آتش‌کده‌ی مهم و باستانی زرتشتیان در تفلیس گرجستان باقی مانده و مورد حمایت مرکز میراث فرهنگی این کشور قرار گرفته که آن را تعمیر می‌کنند. چه اطلاعاتی در این مورد دارید؟
می‌دانم که اخیراً دیپلمات‌های فرانسه در گرجستان و در ایران کنفرانسی برگزار کرده بودند بین ایران و گرجستان در رابطه با همین مسائل. خود موضوع باستان‌شناسی گرجستان به این‌ها می‌رسد. چون کهن‌ترین آثار گرجستان آن‌قدر « زرتشتی» نیستند،- البته به جز این آتشگاه - که « میترایی » هستند. چون «سرنواز» نامی که بنیان‌گذار گرجستان به عنوان یک کشور بوده و قهرمان گرجی‌ها است،خود یک شاهزاده‌ی اشکانی بوده که آیین میترایی را دنبال می‌کرده است.
با سپاس از شما، خانم فاطمه سودآور- فرمان‌فرمایان، برای گفت‌وگویی که با ما داشتید.